محلی برای عبـــادت و هدایت

English

Homeموضوعاتاسلامبعثت پیامبر اسلام؛ از نجات انسان تا مسئولیت دائمی وارثان پیامبر

خیــرات و مبــرات

وجوهات شرعی (خمس، صدقه، کفاره، فطریه و فدیه)، خیریه و کمک به برنامه های مرکز اسلامی

آخرین پست ها

بعثت پیامبر اسلام؛ از نجات انسان تا مسئولیت دائمی وارثان پیامبر

بسم الله الرحمن الرحیم 

مقدمه: بعثت؛ یک حادثه یا یک جریان؟

بعثت پیامبر اسلام، تنها یک واقعه تاریخی در قرن هفتم میلادی نیست؛ بلکه نقطه عطف و ثقل جریان مستمر هدایت الهی در بستر تاریخ بشر است. اگر بعثت را صرفاً «آغاز رسالت یک پیامبر» بدانیم، آن را در گذشته دفن کرده‌ایم؛ امّا اگر آن را «برانگیخته‌شدن انسان برای احیای پیام خدا» بدانیم، به مسئله‌ای زنده، جاری و امروزین تبدیل می‌شود.

قرآن کریم بعثت را نه صرفاً لطف، بلکه ضرورتی نجات‌بخش معرفی می‌کند؛ ضرورتی که ریشه در وضعیت فکری، اخلاقی و اجتماعی بشر دارد. این مقاله می‌کوشد با نگاهی تاریخی، قرآنی و تحلیلی، بعثت را از «حادثه‌ای در مکه» به «مسئولیتی همیشگی در تاریخ» ارتقا دهد.

۱. ماهیّت شناسی بعثت در منطق وحی

بعثت در لغت به معنای «برانگیختن همراه با مأموریت» است. در منطق قرآن، این واقعه به معنی بیدار ساختن انسانِ خفته، نه صرفاً ارسال یک پیام است.

خداوند متعال، این واقعه را یک «منّت» بزرگ الهی بر مؤمنان می داند؛ زیرا بشر به مرحله‌ای از بن بست رسیده بود که دیگر از درون خود قادر به نجات خویش نبود. بعثت دقیقا زمانی رخ می‌دهد که عقل، فطرت و اخلاق در محاصره مثلث «عادت، قدرت و جهل» قرار می گیرند.

همین معنا در آیه‌ای بنیادین از قرآن مجید آمده است که می‌فرماید:

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ ‎خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند». (آل‌عمران، 164)

۲. کالبد شکافی ضرورت بعثت؛ عصر گمراهی آشکار

جامعه پیش از بعثت با سه بحران اساسی روبرو بود که قرآن آن را «ضلال مبین» یا گمراهی آشکار می‌نامد:

وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ . بی‌گمان آنان پیش از این در گمراهیِ آشکار بودند. (سوره جمعه، 2).

  • فروپاشی اخلاقی

سقوط کرامت انسانی پیش از اسلام تا حدی بود که:

  • زنده‌به‌گور کردن دختران امری عادی بود. « وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ؛‏ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ؛ و در آن هنگام که از دختران زنده به گورشده سؤال شود، که به کدامین گناه کشته شدند؟!  (سوره تکویر، 8-9)
  • شراب، قمار، خون‌ریزی و تعصب قبیله‌ای ارزش محسوب می‌شد.
  • و رحم، عدالت و کرامت انسانی جایگاهی نداشت.
  • بحران معرفتی

اعراب، نه صاحب فلسفه منسجم بودند، نه دین تحریف‌شده‌ای مانند یهودیت و مسیحیت داشتند که بتواند مهارکننده باشد و توحید ابراهیمی به شرک خرافی تبدیل شده بود و بت‌ها تنها ابزاری برای تقدّس‌بخشی به منافع صاحبان قدرت بودند.

  • ظلم ساختاری

قدرت و ثروت در انحصار اقلیتی بود که جان و حق انسان‌های ضعیف را بی‌ارزش می شمردند. جامعه‌ای که در آن ظلم «نهادینه» شود، بدون حضور یک پیام آور الهی اصلاح نخواهد شد.

۳. منشور سه گانه بعثت: آزادی، کرامت و مسئولیت

پیام پیامبر اسلام را می‌توان در سه محور کلیدی خلاصه کرد:

  • توحید؛ آزادی انسان از بندگی غیر خدا

قولوا لا إله إلا الله تفلحوا؛ بگویید خدایی جز خدای یکتا نیست تا رستگار شوید».

توحید در منطق پیامبر، تنها نفی بت های سنگی نبود؛ بلکه نفی، بت های قدرت، ثروت، قبیله، و نفس بوده است.

  • کرامت انسان

یکی دیگر از پیام های مهم بعثت پیامبر اسلام اعلام کرامت انسان است.

قرآن کریم، انسان را «خلیفة الله» معرفی می کند: وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً؛ (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد». (سوره بقره، 30).

و در جائی دیگر او را «مسجود ملائکه» می داند:

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ؛ و بیاد بیاور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» (سوره بقره، 34)

بعد از بعثت پیامبر اسلام ، برده، زن، یتیم و فقیر برای نخستین بار صاحب حق الهی شدند.

  • مسئولیت اخلاقی و اجتماعی

بعد از بعثت، پیامبر دستور العملی منتشر کرد که بر اساس آن «ایمان» بدون عمل صالح، بی‌معنا شد و «عدالت» و «تقوا» معیار برتری و جایگزین معیارهای پوشالی« حسب و نسب» در مدیریت جامعه گردید.

۴. جبهه بندی در برابر بعثت؛ چرا مقاومت شکل گرفت؟

واکنش مردم به این پیام یکسان نبود و می توان آن را حداقل در سه گروه بررسی کرد:

الف) مؤمنانِ حقیقت‌جو

اقلیتی که صداقت، عقل و فطرت‌شان زنده بود؛ مانند ابوذر، عمّار و خدیجه.

ب) توده‌های مردد

کسانی که حقیقت را می‌فهمیدند، اما هزینه ایمان برایشان سنگین بود.

ج) نخبگانِ معارض (مستکبرین)

اشراف قریش با پیامبر دشمنی کردند، نه به‌خاطر ناآگاهی، بلکه چون:

  • توحید، قدرت‌شان را تهدید می‌کرد
  • عدالت، ثروت‌شان را
  • و اخلاق، سبک زندگی‌شان را.

قرآن کریم این گروه را «مستکبرین» می‌نامد:

 قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ متکبّران گفتند: «(ولی) ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!». (سوره اعراف، 76)

۵. هشدار بزرگ: خطر بازتولید جاهلیت

جاهلیت یک «دوره تاریخی» تمام شده نیست؛ یک الگوی فکری و رفتاری است که می تواند در هر زمانی (حتی در دل یک حکومت اسلامی) باز تولید شود. در سوره مائده به یک نمونه از تمایل به حکم جاهلی حتی در مدینه، پس از تشکیل حکومت اسلامی اشاره می کند:

أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ؛ پس آیا [با وجودِ مشعل نبوّت و آیات روشن قرآن در میانشان] داوری جاهلیت را می طلبند؟! و برای قومی که یقین دارند، چه کسی در داوری بهتر از خدا است؟». (سوره مائده، 50).

پیامبر اکرم ﷺ نیز بزرگترین ترس خود برای امّت را نه دشمن خارجی، بلکه «پیشوایان گمراه» و بازگشت به منش‌های جاهلی برشمردند: أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي أَئِمَّةُ الضَّلَالَةِ؛ ترسناکترین چیزی که از آن بر امتم می ترسم رهبران گمراه و بازگشت به دوره جاهلیت است.

 نمونه‌های تاریخی نظیر بازگشت اشرافیت، تجمّل‌گرایی، تبدیل بیت المال به ابزار قدرت و تحریف ارزش‌های نبوی پس از رحلت ایشان، گواه این حقیقت تلخ است.

۶. رسالتِ دائمی؛ نقش علمای ربّانی به عنوان وارثان پیام

پس از ختم نبوت، خداوند جامعه را بی‌راهنما رها نکرده است. سه رکن «قرآن»، «اهل‌بیت(علیهم السلام)» و «علمای ربّانی» مسئولیت تداوم جریان بعثت را بر عهده دارند.

به مسئولیت قرآن و اهل بیت علیهم السلام بعد از پیامبر مکرّم اسلام، با صراحت در حدیث ثقلین اشاره شده است.

و اما در مورد مسئولیت علما و فقهای دینی نیز قرآن کریم پیش بینی های لازم را کرده است:

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ؛ شایسته نیست همه مؤمنان به سوی جهاد بیرون روند؛ چرا از هر جمیعتی گروهی به سوی پیامبر کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی یابند و قوم خود را هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، بیم دهند، باشد که از مخالفت با خدا و عذاب او بپرهیزند.» (سوره توبه، 122)

بر اساس حدیث پیامبر اکرم ﷺ : العلماء ورثة الأنبياء؛ یعنی علما وارثان پیامبران هستند. این وراثت نه در مال و عنوان، بلکه در «مأموریت» است.

عالم دینی موظف است چهار اقدام کلیدی انجام دهد:

  • شکستن حصار جهل
  • افشای تحریفات دینی
  • نقد ساختارهای قدرت ظالمانه
  • احیای اخلاق در زیست عمومی

جمع‌بندی: بعثتِ امروز بر دوش ماست

بعثت پیامبر اسلام؛ پاسخ الهی به بحران انسانیّت انسان بود، جاهلیت را افشا کرد، نه فقط حذف و مسئولیت را از پیامبر به امّت منتقل نمود.

این بعثت، برای پیامبر اسلام یک‌بار رخ داد؛ اما برانگیختگی برای رساندن پیام حق، باید همیشگی باشد. هر انسان آگاه، هر مربّی و هر خطیب باید هر روز خود را در مقام یک «مبعوث» ببیند که وارث آن مأموریت بزرگ است، البته نه به‌عنوان پیامبر، بلکه به‌عنوان وارث پیام ایشان.

امروز، اگر شاهد بازتولید جاهلیت هستیم، نه بخاطر نبود پیام، بلکه به دلیل کمبود «وارثان بیدار» است. بعثت پایان نیافته؛ بلکه اکنون مسئولیتی است که بر دوش تک‌تک ما سنگینی می‌کند.

 سیدهاشم موسوی