محلی برای عبـــادت و هدایت

English

Homeموضوعاتاسلاماحیای امر اهل‌بیت در عصر ما؛ از یادگیری تا زیستِ معارف

خیــرات و مبــرات

وجوهات شرعی (خمس، صدقه، کفاره، فطریه و فدیه)، خیریه و کمک به برنامه های مرکز اسلامی

آخرین پست ها

احیای امر اهل‌بیت در عصر ما؛ از یادگیری تا زیستِ معارف

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

در طلیعه میلاد پرنور امام رئوف، حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ضمن عرض تبریک این ایام فرخنده به پیشگاه حضرت ولی‌عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و عموم شیعیان، نگاهی داریم به یکی از راهبردی‌ترین آموزه‌های ایشان.

موضوع مقاله این هفته، مفهوم «احیاء امر» است؛ دستوری که فراتر از یک توصیه اخلاقی، منشوری جامع برای زیست فردی و پویایی اجتماعیِ شیعیان در تمامی اعصار محسوب می‌شود. از درگاه خداوند متعال مسألت داریم که ما را در عمل به این آموزه نورانی یاری فرماید.

این حدیث شریف در کتاب گران‌سنگ «عیون اخبار الرضا»، به نقل از عبدالسلام بن صالح هروی (اباصلت) چنین روایت شده است:

«رَحِمَ اللهُ عَبداً أحیی أمرَنا؛ فَقُلتُ لَه: وَ کَیفَ یُحیی أمرُکُم؟ قَال: یَتَعَلَّم عُلُومَنا وَ یُعَلِّمُها النَّاسَ، فَإنَّ النَّاسَ لَو عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلامِنا لَاتَّبَعُونَا»

خدا رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده می نماید. عبدالسّلام می گوید: من گفتم: چگونه امر شما را زنده نماید؟ فرمود: علوم ما را فرا بگیرد و آنها را به مردم بیاموزد که اگر مردم، محاسن و زیبائی های کلام ما را بدانند از ما پیروی می کنند». (جلد۱، صفحه۲۴۰، باب۲۸، حدیث۶۹)

توجه و اهتمام به حفظ، نقل و رساندن حدیث به دیگران، همواره از توصیه‌های مؤکّد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است. در این‌باره، همان حدیث مشهور آن حضرت که بر ضرورت ثبت و انتقال معارف تأکید دارد، به‌تنهایی گویای اهمیت این موضوع است؛ آنجا که فرمود:

«نَضَّرَ اللهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یَسمَعها فَکَم مِن حَامِلِ فِقْهٍ غَیرَ فَقِیهٍ وَ کَم مِن حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه»

خداوند با طراوت و شاداب و سرزنده قرار دهد بنده ای را که مقاله و گفتار مرا بشنود، و آن را حفظ و نگاه بدارد، و به کسی که آن را نشنیده است، برساند. پس بسا حمل کننده فقهی که خود فقیه نباشد، و بسا حمل کننده و رساننده فقه به سوی کسی که از او فقیه تر باشد. (علّامه مجلسی، بحار الأنوار؛ جلد۲، صفحه۲۴۸؛ حدیث۲۲-۱۹)

حدیث احیاء امر، همانگونه که اشاره شد در واقع مهمترین انتظار امام (علیه السلام) از شیعیانش است؟ چرا که امام در بخش پایانی این حدیث به راز این اهمیت اشاره می کند و می‌فرماید:

«اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را می‌شناختند، حتماً از ما پیروی می‌کردند.»

 این یعنی «احیای امر» کلید ورود به تمام انتظارات دیگر (تقوا، اخلاق، سیاست و…) است. زیرا تا شناختی نباشد، حرکتی هم نیست.

در این نوشتار، با عبور از رویکرد صرفاً کلامی، بر آن هستیم تا با محوریّت «مسئولیت اجتماعی شیعه»، مراد از این حدیث شریف را واکاوی کنیم. در همین راستا، تلاش خواهیم کرد این کلام نورانی را در چهار لایه کلیدی از مسئولیت‌های دینی، تفسیر و تبیین نماییم.

  1. مفهوم «احیای امر» و باز تعریف آن در دنیای امروز

در گذشته شاید، «احیای امر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)» عمدتاً در قالب ثبت و ضبط روایات و نقل آنها، برپایی مجالس و تبیین فضائل بود؛ اما در دنیای امروز، این مفهوم معنایی گسترده تر یافته و نیازمند بازتعریف است.

امروز «احیای امر» یعنی:

  • ترجمه معارف اهل‌بیت به زبان روز؛ انتقالِ عمیق‌ترین مفاهیم اخلاقی و اعتقادی به زبان نسل جدید، به‌گونه‌ای که با نیازها و دغدغه‌های جوامع مدرن (از سلامت روان گرفته تا حقوق شهروندی و محیط‌زیست) پیوند بخورد.
  • پاسخ‌گویی فعّال؛ بازخوانی علوم اهل بیت (علیهم السلام) برای پاسخ به پرسش‌های معاصر (هویّت، معنای زندگی، اخلاق، عدالت)؛
  • حضور مؤثر در زیست بوم دیجیتال؛ استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌ای برای گسترش معارف. اگر کلام اهل‌بیت (علیهم السلام) در فضای مجازی شنیده نشود، در واقع «امر» آنان در این حوزه‌ی مهم مغفول مانده است.
  • و مهم‌تر از همه، تبدیل معارف به «سبک زندگی»؛

احیای امر دیگر صرفاً یک فعالیت علمی نیست، بلکه یک «پروژه تمدّنی» است؛ یعنی رساندن نور اهل‌بیت (علیهم السلام) از کتاب‌ها به متن زندگی انسان معاصر.

  1. وظیفه «یادگیری» پیش از «یاد دادن»

در این حدیث شریف، یک نکته ظریف و ترتیب بسیار معناداری وجود دارد که در واقع یک اخطار هوشمندانه روش شناختی است و آن تقدمِ همیشگی «تعلّم» بر «تعلیم» است.

این اصل به ما می‌گوید که انتقالِ پیام بدونِ فهمِ عمیق و درونی‌سازیِ آن، نه تنها بی‌فایده، که گاه «آسیب‌زا» است. معارفِ اهل‌بیت (علیهم السلام) صرفاً کلماتِ انباشته در ذهن نیستند که بتوان آن‌ها را همانندِ کالایی بازنشر کرد؛ بلکه نیازمند «تدبّر»، «تحلیلِ عالمانه» و «هضمِ درونی» هستند.

چرا باید ابتدا «شاگردی» کرد و سپس «استادی»؟

  • وقتی کسی بدون عبور دادنِ معارف از فیلترِ عقل و قلبِ خود، اقدام به ترویج می‌کند، پیام دچار «تقلیل» (ساده‌سازیِ غیرمنطقی) می‌شود. حقیقتِ کلامِ اهل‌بیت (علیهم السلام) زمانی برای مخاطب جذاب و گیرا می‌شود که مبلّغ، خود آن را «چشیده» و «دریافته» باشد.
  • در دنیای امروز که با تورّمِ اطلاعات و فقرِ خِرد مواجهیم، این بخش از حدیث اهمیتی مضاعف می‌یابد. بسیاری به جای «تربیتِ علمی و فکری»، تنها به دنبال «تولیدِ محتوای سریع و سطحی» هستند. اما احیایِ امرِ اهل‌بیت (علیهم السلام) با مطالعه‌ی سطحی محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمندِ زیرساختی از معرفتِ عمیق است.

بنابر این، این بخش از کلامِ امام (علیه السلام)، فراخوانی است برای تغییرِ رویکرد از «مبلّغِ منفعل» به «مبلّغِ پژوهشگر». انتظارِ امام (علیه السلام) این است که هر شیعه، پیش از آنکه مبلّغ باشد، یک «متعلّمِ مستمر» باشد. شیعه‌ای که مدعیِ ترویجِ معارف است، باید ابتدا سهمی جدّی از «شاگردی در مکتبِ وحی» داشته باشد تا بتواند حقیقتِ جذابِ آن معارف را به زبانِ روز و متناسب با نیازِ مخاطبِ تشنه‌ی امروز، ترجمه و ارائه کند.

  1. زیبایی‌شناسی کلام اهل‌بیت (محاسن کلام)

در ادامه حدیث، به یک جمله کلیدی و رمز گشا می رسیم. امام (علیه السلام) فرمودند:

«فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا»

اگر مردم زیبایی‌های کلام ما را بدانند، قطعاً از ما پیروی می‌کنند».

از جمله محاسن کلام اهل‌بیت (علیهم السلام) می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • عمق عقلانی (هماهنگی با فطرت و عقل)

محاسن کلامِ اهل‌بیت (علیهم السلام)، همان حقایقی است که وجدانِ بیدار هر انسانی آن را می‌ستاید؛ حقایقی نظیر عدالت، شفقت، خردورزی و عزّت‌نفس.

  • لطافت اخلاقی (جاذبه عاطفی)

آموزه های اهل بیت (علیهم السلام) در عین استواری، سرشار از مهر و شفقت است که با نفوذ در لایه‌های عمیقِ روح، مخاطب را نه با اجبار، بلکه با جاذبه‌یِ محبّت و زیبایی‌های اخلاقی به سوی کمال می‌خواند.

  • جامعیت (پاسخ‌گویی به ابعاد مختلف زندگی)

سیره و گفتار ایشان به مثابه یک نظامِ کامل، تمامی ساحت‌های حیات بشر از مسائل فردی و عبادی گرفته تا امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در بر می‌گیرد و برای هر بخش، راهکار ارائه می‌دهد.

  • و الهام‌بخشی (ایجاد امید و حرکت)

کلام اهل‌بیت (علیهم السلام) با ترسیم افق‌های روشن و وعده‌های الهی، یأس را از جان انسان می‌زداید و با دمیدن روحِ نشاط و انگیزه، او را به حرکت، تحوّل و تلاش برای ساختنِ دنیایی بهتر برمی‌انگیزد.

پرسش: با توجه به اینکه کلام اهل‌بیت (علیهم‌السلام) واجد «زیباییِ ذاتی» است و با فطرتِ دست‌نخورده‌ی بشر همخوانی و سازگاری کامل دارد، چرا در برخی از موارد، مخاطبانِ امروز، آن‌چنان‌که باید، مجذوب این معارف نمی‌شوند؟ آیا این گسست، ناشی از نقص در پیام است یا نحوهٔ عرضهٔ آن؟

پاسخ: پاسخ به این پرسش در همین کلام امام رضا (علیه ‌السلام) نهفته است؛ آنجا که فرمودند:

«لَو عَلِمُوا  الناس مَحَاسِنَ کَلَامِنَا»

«اگر مردم زیبایی‌های سخن ما را می‌دانستند، ….».

این جمله، حقیقتی راهبردی را برای ما روشن می‌کند:

  • کمالِ مطلق در پیام: مشکل هرگز در محتوا نیست. معارف اهل‌بیت (علیهم السلام) به دلیل ریشه داشتن در وحی، با «فطرت» انسان گره خورده است و اگر به درستی ارائه شود، هیچ روحی نمی‌تواند در برابر حقانیّت و زیباییِ آن مقاومت کند.
  • سدّ «بیان»: مشکل اصلی در «واسطه» و «نحوهٔ انتقال» است. ما گاهی به جای آنکه کلامِ پویا و زندهٔ اهل‌بیت را با زبانِ روز، با هنرِ بیان، و با ابزارهای نوینِ ارتباطی به قلب مخاطب برسانیم، آن را در قالبی قدیمی، خشک یا کلیشه‌ای محصور می‌کنیم. وقتی پیامی با حقیقتِ جذاب، در ظرفی نامناسب (زبانِ غیرهنرمندانه یا ادبیاتِ دور از فضای ذهنی مخاطب) ارائه شود، آن «زیبایی» پشتِ دیوارهایِ انتقالِ غلط، پنهان می‌ماند.
  • لزوم «بازگشت به زبان فطرت»: انتظار امام (علیه السلام) از پیروانشان، بازگشت به آن زبانِ فطری است. زبانِ فطری یعنی همان زبانی که عقل و قلب مخاطب را بی‌واسطه و بی‌تکلّف مخاطب قرار می‌دهد. ما برای جذبِ مخاطب، نیازی به بزک کردنِ حقیقت نداریم؛ بلکه نیاز داریم «غبارِ» کلماتِ ثقیل و شیوه‌های کهنه را از چهرهٔ حقیقت بزداییم تا درخششِ ذاتیِ کلام اهل‌بیت (علیهم السلام) خودبه‌خود، دل‌ها را به سمتِ خود بکشاند.

بنابراین؛ جذّاب نبودنِ خروجی‌های فعلی برای برخی مخاطبان، به معنای بی‌کشش بودنِ معارف نیست، بلکه به معنای آن است که ما در «مهندسی پیام» و «فن بیان» موفق عمل نکرده‌ایم. هرگاه ما بتوانیم زیبایی‌های این کلام را همان‌گونه که هست، با زبانِِ هنر و منطقِِ زمانه روایت کنیم، خودِ کلام، کارِ خودش را خواهد کرد و مخاطب را مجذوب خواهد ساخت.

۴. کاربردی‌سازی علوم در زندگی روزمرّه

اگر علوم اهل‌بیت (علیهم السلام) صرفاً در کتاب‌ها باقی بماند، «احیاء» اتفاق نیفتاده است. احیای واقعی زمانی است که این علوم به رفتار تبدیل شوند و به تعبیر دقیق‌تر « احیای امر» یعنی تبدیل «دانستن» به «شدن». حقیقت این است که آنچه در آموزه‌های این بزرگواران نهفته است، نه یک «مجموعه قانون خشک»، بلکه یک «نظام جامع زیستی» برای رسیدن به تعادل، آرامش و کرامت انسانی است.

وقتی بداخلاقی‌های اجتماعی (مانند پرخاشگری در ترافیک، غیبت، قضاوت‌های ناعادلانه یا بی‌تفاوت بودن نسبت به رنج دیگران) را آسیب‌شناسی می‌کنیم، می‌بینیم که اغلب ریشه در «ازخودبیگانگی» و «فقدان شفقت» دارد. آموزه‌های اهل‌بیت (علیهم السلام) دقیقاً همین نقاط ضعف را هدف قرار می‌دهند:

  • اصلاحِ «تعامل با مخالف» (هنرِ مدارا)

امروزه بخش بزرگی از تنش‌های جامعه ناشی از عدم توانایی در پذیرش دیدگاه‌های متفاوت است. سیره اهل‌بیت (علیهم السلام) سرشار از گفتگوهای صلح‌آمیز حتی با سرسخت‌ترین دشمنان است. امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «مدارای با مردم نصف عقل است».

اگر فرهنگِ «مدارا» به جای «تقابل» جایگزین شود، یاد می‌گیریم که اختلاف‌نظر به معنای دشمنی نیست. این رویکرد، التهابِ فضای مجازی و گفتگوهای روزمرّه را به شدت کاهش داده و مانع از شکل‌گیری دوقطبی‌های آسیب‌زا می‌شود.

  • رساله حقوق (نقشه راهِ اخلاق اجتماعی)

بسیاری از بداخلاقی‌ها ناشی از این است که ما نسبت به حق خود معترفیم اما نسبت به حقوق دیگران بی‌توجهیم.

رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) یک منشور کامل است که حقوقِ همسایه، هم‌نشین، زیردست، بالادست و حتی اعضای بدن خودمان را تبیین کرده است.

این نگاه، «من‌محوری» را به «دیگرخواهی» تبدیل می‌کند. وقتی فرد بداند که طبق آموزه‌های اهل‌بیت (علیهم السلام)، نگاهِ مهربان به والدین یا خوش‌رفتاری با همسایه، عبادتی بزرگ‌تر از مستحبات فردی است، رفتار اجتماعی او به طور خودکار اصلاح می‌شود. این یعنی اخلاق نه یک اجبار قانونی، بلکه یک نیاز روحی و قلبی.

  • شفقّتِ فراگیر (از حقوق حیوانات تا محیط‌زیست)

شاید عجیب به نظر برسد، اما مهربانی با حیوانات یا رعایت حقوق محیط‌زیست، تمرینی برای «مهربان بودن با انسان‌هاست».

روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) وجود دارد که ما را به رعایت حال حیوانات، پرهیز از آزار رساندن به آن‌ها و حتی رعایت حقوق گیاهان (مانند قطع نکردن بی‌دلیل درختان) توصیه می کند.

کسی که یاد بگیرد نسبت به موجودی که زبانِ اعتراض ندارد (حیوان یا طبیعت) شفقّت بورزد، بسیار بعید است که نسبت به هم‌نوع خودِ، بی‌رحم باشد. این آموزه‌ها در واقع «عضله‌ی شفقّت» را در انسان تقویت می‌کنند و سنگدلی‌های اجتماعی را درمان می‌کنند.

وقتی جامعه‌ای بیاموزد که رعایتِ کرامتِ دیگری، در واقع احترام به کرامتِ خود است، بداخلاقی‌های اجتماعی جای خود را به آرامش و تفاهمِ جمعی خواهند داد.

جمع‌بندی

حدیث «احیای امر» از امام رضا علیه السلام، یک نقشه راه کامل است:

  • یاد بگیر (تعمیق علمی)
  • زیبا ارائه کن (هنر بیان)
  • در زندگی جاری کن (عملی‌سازی)
  • و منتقل کن (گسترش نور)

اگر این چهار حلقه به هم متصل شود، «احیای امر» دیگر یک شعار نخواهد بود، بلکه به یک «جریان زنده» در جامعه تبدیل خواهد شد.

و شاید همین، بزرگ‌ترین هدیه‌ای باشد که می‌توان در سالروز میلاد آن امام رئوف، به ساحت ایشان تقدیم کرد.

سید هاشم موسوی