بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
پنجم سپتامبر، در تقویم سازمان ملل متحد «روز جهانی خیریه» یا، به تعبیری رساتر، «روز جهانی نیکوکاری» نام گرفته است. این مناسبت تنها دعوتی برای افزایش کمکهای نقدی نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در معنای خیر، شیوههای تازه مشارکت، اخلاق یاریرسانی، نقش دولت و جامعه، ظرفیت واجبات مالی اسلام و چگونگی حفظ اعتماد عمومی.
در ذهن بسیاری از مردم، کار خیر هنوز در اهدای پول، توزیع غذا، ساخت مسجد یا کمک به بیمار خلاصه میشود. همه اینها مصادیق ارزشمند نیکوکاریاند؛ امّا جهان امروز نشان داده است که خیر میتواند از آموزش یک مهارت تا دفاع حقوقی از یک مظلوم، از اهدای وقت و تخصّص تا تولید نرمافزار رایگان برای افرادی با نیازمندی های خاص مثل نابینایان، و از تأسیس یک وقف علمی تا حفاظت از محیط زیست امتداد یابد. بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که «چه مقدار ببخشیم؟»؛ بلکه باید پرسید: «چه چیزی، به چه کسی، با چه نیّتی، از چه راهی و با چه نتیجهای ببخشیم؟»
از یک ابتکار ملی تا مناسبتی جهانی
اندیشه نامگذاری روزی جهانی برای امور خیریه در سال ۲۰۱۱، در قالب ابتکاری از جامعه مدنی مجارستان شکل گرفت و با حمایت پارلمان و دولت آن کشور به سازمان ملل متحد راه یافت. مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۲، با تصویب قطعنامه ۶۷/۱۰۵، پنجم سپتامبر را «روز جهانی خیریه» اعلام کرد. این تاریخ، سالروز درگذشت مادر ترزا در سال ۱۹۹۷ است؛ شخصیتی که دهههای فراوانی از زندگی خود را صرف خدمت به فقرا، بیماران و محرومان کرد و در سال ۱۹۷۹ جایزه صلح نوبل را دریافت نمود. پیشنهاد مجارستان با اجماع پذیرفته شد و ۴۴ دولت از مناطق مختلف جهان از پیشنویس قطعنامه حمایت رسمی کردند.
هدف این نامگذاری صرفاً تجلیل از یک شخصیت تاریخی نبود. قطعنامه سازمان ملل، خیریه را ابزاری برای کاهش رنجهای انسانی، مقابله با فقر، تقویت همبستگی اجتماعی و گفتوگو میان ملتها دانست و از دولتها، نهادهای بینالمللی، سازمانهای مردمنهاد و افراد خواست با آموزش، آگاهیبخشی و فعالیتهای مناسب، فرهنگ نیکوکاری را گسترش دهند.
سازمان ملل همچنین تأکید میکند که خیر میتواند علاوه بر کمک در بحرانهای انسانی، خدمات عمومی در حوزه سلامت، آموزش، مسکن و حمایت از کودکان را تکمیل کند و به فرهنگ، علم، ورزش، میراث طبیعی و حقوق گروههای محروم یاری رساند. ازاینرو، این روز بیش از آنکه «جشن بخشش پول» باشد، فراخوانی برای بسیج ظرفیتهای انسانی در خدمت خیر عمومی است[1].
امر خیر چیست؟
در کاربرد اجتماعی، میتوان «امر خیر» را چنین تعریف کرد:
هر اقدام مشروع، سنجیده و کرامتمحوری که رنجی را کاهش دهد، حقّی را احیا کند، نیازی واقعی را برطرف سازد، توانایی انسانی را شکوفا نماید یا منفعتی پایدار برای جامعه و جهان پدید آورد، بیآنکه خود به ظلم، تحقیر یا وابستگی زیانبار بینجامد.
این تعریف چند نکته مهم را در بر دارد. نخست اینکه خیر، تنها «دادن مال» نیست؛ علم، زمان، مهارت، اعتبار اجتماعی، شبکه ارتباطی، فرصت شغلی، سخن نیکو و حتی جلوگیری از یک آسیب نیز میتواند خیر باشد. دوم آنکه هر اقدام خوشظاهر الزاماً خیر واقعی نیست؛ اگر کمکی کرامت نیازمند را بشکند، او را ابزار تبلیغات قرار دهد یا وابستگیاش را بیشتر کند، باید در روش آن تجدیدنظر کرد. سوم آنکه خیر همیشه مستحب نیست؛ گاه صورت تکلیف واجب پیدا میکند، مانند ادای زکات، خمس، نفقه، بدهی و حقوقی که بر عهده انسان قرار گرفته است.
نگاه اسلامی به خیر، بسیار گستردهتر از صدقه مالی است. قرآن میفرماید:
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»
هرگز به حقیقت نیکی نمیرسید تا از آنچه دوست میدارید انفاق کنید. (آلعمران: ۹۲)
قرآن همچنین نیکی را مجموعهای از ایمان، عبادت، وفای به عهد، شکیبایی و بخشش مال به خویشاوندان، یتیمان، نیازمندان و درراهماندگان معرفی میکند (بقره: ۱۷۷).
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز فرمودند:
«کُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ»
هر کار پسندیدهای صدقه است.
در روایت دیگری آمده است:
«وَالدَّالُّ عَلَى الْخَیْرِ کَفَاعِلِهِ»
کسی که دیگران را به خیر راهنمایی کند، همانند انجامدهنده آن است.
این روایات، دایره صدقه را از دارایی به همه ظرفیتهای انسان گسترش میدهد.[2]
نیکوکاری در ادیان مختلف
اصل نیکوکاری، با تفاوتهایی در مبانی و شیوهها، در ادیان بزرگ نیز دیده میشود.
در یهودیت، مفهوم «تِصِداقا» با عدالت و وظیفه اخلاقی پیوند دارد. در این نگاه، کمک به فقیر صرفاً بخششی از سر دلسوزی نیست، بلکه ادای حقی اخلاقی است. در سنّت منسوب به موسیبنمیمون، برترین مرتبه کمک آن است که نیازمند را به خودکفایی برساند؛ مثلاً برای او شغل، سرمایه، آموزش یا امکان کسب درآمد فراهم کند.
در مسیحیت، «کاریتاس» یا محبّت ایثارگرانه جایگاهی بنیادین دارد. خدمت به گرسنه، بیمار و غریب، خدمت به مسیح دانسته میشود و صدقه پنهانی بر خودنمایی ترجیح داده شده است.[3]
در سنّتهای هندو و بودایی، «دانا» تمرین بخشندگی و رهایی از دلبستگی است. در آیین سیک نیز «سِوا» یا خدمت بیچشمداشت و سنّت سفره همگانی «لَنگَر»، بر خدمت و برابری اجتماعی تأکید میکند.
این سنَتها یکسان نیستند، امّا در یک نقطه همداستاناند: بخشش فقط انتقال دارایی نیست، بلکه همزمان انسان بخشنده و جامعه را تربیت میکند.
نقشهای گسترده از صورتهای نیکوکاری
برای توسعه مشارکت عمومی باید از مردم خواست فقط به «پول موجود در حسابشان» نگاه نکنند؛ هر کس میتواند فهرستی از داراییهای مالی و غیرمالی خود تهیه کند.
| حوزه خیر | نمونه های مشارکت | مزیت اصلی |
| امداد فوری | غذا، دارو، سرپناه و کمک در جنگ، سیل، زلزله و آوارگی | نجات جان و کاهش رنج فوری |
| حمایت معیشتی | تأمین هزینه ضروری خانوادهها، سالمندان، ایتام و افراد دارای معلولیت | حفظ حداقل زندگی شرافتمندانه |
| توانمندسازی اقتصادی | آموزش حرفه، ابزار کار، قرضالحسنه، ایجاد شغل و مشاوره کسبوکار | کاهش وابستگی و ایجاد درآمد پایدار |
| آموزش و دانش | بورسیه، تدریس داوطلبانه، کتابخانه، ترجمه، پژوهش و محتوای آزاد | گشودن فرصتهای بلندمدت |
| سلامت جسم و روان | درمان، اهدای خون و عضو، مشاوره، همراهی بیماران و مراقبت تسکینی | حفظ جان و کیفیت زندگی |
| تخصص حرفهای | خدمات رایگان پزشکی، حقوقی، حسابداری، مهندسی، طراحی یا رسانهای | تبدیل مهارت به سرمایه اجتماعی |
| خیر دیجیتال | اهدای دستگاه و اینترنت، سواد دیجیتال، نرمافزار متنباز، مناسبسازی برای نابینایان و ناشنوایان و امنیت سایبری مؤسسات | دسترسی عادلانه به فرصتهای جدید |
| خیر اجتماعی و حقوقی | میانجیگری، حمایت از قربانی خشونت، دفاع حقوقی از مظلوم و کمک به پناهندگان و زندانیان | احیای حق و کاهش طرد اجتماعی |
| محیط زیست و میراث | کاشت و نگهداری درخت، پاکسازی طبیعت، حفاظت از آب، حیوانات و آثار فرهنگی | پاسداری از حق نسلهای آینده |
| خیر زمانی و عاطفی | همنشینی با سالمند تنها، راهنمایی نوجوان، نگهداری موقت از کودک، شنیدن و همراهی | درمان تنهایی و تقویت پیوندهای انسانی |
| وقف و زیرساخت پایدار | وقف ملک، صندوق علمی، درمانگاه، مدرسه، مرکز مهارتآموزی یا سرمایه مولد | استمرار منفعت در طول نسلها |
| ترویج و شبکهسازی | معرفی یک نیاز معتبر، پیوند دادن خیران با متخصّصان و جذب داوطلب | تکثیر ظرفیت خیر بدون نیاز به ثروت شخصی |
این تنوع به ما میآموزد که هیچکس برای خیّر بودن «بیش از حد فقیر» یا «بیش از حد گرفتار» نیست. ممکن است فردی توان مالی نداشته باشد، امّا هفتهای یک ساعت تدریس کند؛ پزشکی ساعتی را به درمان رایگان اختصاص دهد؛ مترجمی محتوای حیاتی را در اختیار مهاجران بگذارد؛ برنامهنویسی سامانهای ساده برای یک مؤسسه بسازد؛ یا شخصی فقط یک نیاز واقعی را به فرد توانمند معرفی کند.
البته کمک فوری همچنان ضروری است؛ امّا اگر همه ظرفیت نیکوکاری صرف بسته غذایی شود و آموزش، اشتغال و پیشگیری فراموش گردد، فقر مدیریت میشود، نه درمان.
نیّت؛ روح کار خیر
در منطق اسلام، ارزش اخلاقی و عبادی عمل از نیّت جدا نیست. امام سجّاد علیهالسلام میفرمایند:
«لا عَمَلَ إِلّا بِنِیَّةٍ»
هیچ عملی بدون نیت نیست.
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز روایت شده است:
«نِیَّةُ الْمُؤْمِنِ خَیْرٌ مِنْ عَمَلِهِ… وَکُلُّ عَامِلٍ یَعْمَلُ عَلى نِیَّتِهِ»
نیّت مؤمن از عمل او بهتر است و هر عملکنندهای بر پایه نیّت خویش عمل میکند.[4]
نیّت الهی، کار خیر را از معامله با مردم به بندگی خدا تبدیل میکند. قرآن درباره نیکان میگوید:
«إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»
ما شما را فقط برای رضای خدا اطعام میکنیم و از شما نه پاداشی میخواهیم و نه سپاسی. (انسان: ۹)
در مقابل، قرآن صدقهای را که با ریا، منّت یا آزار همراه باشد بیارزش میداند (بقره: ۲۶۲ و ۲۶۴).
بااینحال، اخلاص به معنای بیبرنامگی نیست. نیّت خوب، روش نادرست را درست نمیکند. ممکن است کسی حقیقتاً قصد یاری داشته باشد، امّا به سبب ناآگاهی، کالایی نامناسب بفرستد، بازار محلی را مختل کند، اطلاعات خصوصی خانوادهای را منتشر سازد یا بودجه را در طرحی بیاثر مصرف کند. خیر کامل بر سه پایه استوار است: نیّت پاک، روش درست و نتیجه سودمند.
اعلام عمومی کار خیر نیز همیشه ریا نیست. قرآن میفرماید آشکار کردن صدقات خوب است، ولی پنهان کردن و رساندن آن به نیازمندان بهتر است (بقره: ۲۷۱). بنابراین، اگر اعلام کمک برای الگوسازی، جلب مشارکت یا گزارشدهی شفاف ضروری باشد، میتواند با اخلاص سازگار باشد؛ مشروط بر آنکه نمایش بخشنده جای نیاز مردم را نگیرد و آبروی دریافتکننده هزینه تبلیغات نشود.
چگونه کار خیر کنیم و گرفتار عوارض آن نشویم؟
کار خیر نیز مانند هر فعالیت انسانی میتواند حاشیهها و آسیبهایی داشته باشد. راهحل، کنار گذاشتن نیکوکاری نیست؛ بلکه اخلاقیتر و حرفهایتر کردن آن است.
۱ . نیاز واقعی را بشناسیم: نباید سلیقه بخشنده را بر نیازمند تحمیل کرد. پیش از هر طرح باید از خود افراد و متخصّصان محلی پرسید چه چیزی اولویت دارد. گاه کمک نقدی هدفمند از ارسال کالا کارآمدتر است و گاه، به دلیل شرایط خاص، حمایت غیرنقدی ضرورت دارد.
۲. کرامت دریافتکننده را حفظ کنیم: انتشار تصویر کودک، بیمار یا خانواده نیازمند بدون رضایت آگاهانه، بازگویی جزئیات زندگی آنان، ایجاد صفهای تحقیرآمیز و تبدیل محرومان به ابزار تبلیغ، با روح احسان سازگار نیست. در بسیاری موارد، کمک پنهانی یا از طریق واسطهای امین شایستهتر است.
۳. میان امداد و توانمندسازی توازن برقرار کنیم: به کسی که گرسنه است نمیتوان گفت ابتدا مهارت بیاموز؛ نیاز فوری او باید برطرف شود. امّا اگر برنامه به اطعام همیشگی محدود بماند و راهی برای آموزش، درمان، اشتغال و خوداتکایی نگشاید، وابستگی را پایدار میکند.
۴. کار خیر را جایگزین تکالیف مقدم نکنیم: کسی نمیتواند حق کارگر، بدهی، نفقه خانواده یا مالیات قانونی را نپردازد و سپس با بخشی از همان مال، چهرهای خیرخواه از خود بسازد. قرآن دستور میدهد از اموال پاکیزهای که به دست آوردهایم انفاق کنیم (بقره: ۲۶۷). نیکوکاری از عدالت در کسب و ادای حقوق آغاز میشود.
۵. حدود توان خود را بشناسیم: کمک هیجانیای که فرد را بدهکار، خانوادهاش را گرفتار یا خود او را فرسوده کند، معمولاً پایدار نیست. در روایت آمده است: «وَابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ»؛ از کسانی آغاز کن که تأمین آنان بر عهده توست.
بخشش منظم و متناسب، غالباً از بخشش بزرگ اما مقطعی و احساسی سودمندتر است.
۶ . نظارت و شفّافیّت را جدّی بگیریم: مؤسسات باید کنترل مالی، تفکیک وظایف، سیاست تعارض منافع، حفاظت از کودکان و افراد آسیبپذیر، سازوکار شکایت، ارزیابی اثر و گزارشدهی روشن داشته باشند.
هزینه اداری صفر نیز نشانه سلامت نیست؛ حسابرسی، آموزش کارکنان، فناوری امن و نظارت هزینه دارد. معیار درست آن است که هزینهها معقول، شفاف و در خدمت مأموریت باشند، نه اینکه صرفاً پایینترین نسبت اداری تبلیغ شود.
دولت، مردم و سازمانها؛ مسئولیت با کیست؟
وجود دولت رفاه ساز یا نظام گسترده خدمات عمومی، مردم را از کار خیر بینیاز نمیکند؛ همانگونه که فعالیتهای خیریه نیز دولت را از مسئولیتهای قانونی و عدالتگسترانه معاف نمیسازد. تعبیر دقیق این است:
«دولت جای جامعه را نمیگیرد و جامعه نیز نباید جای دولت را پر کند».
نقش افراد
افراد، نزدیکترین حلقه به رنجهای روزمرهاند. آنان میتوانند نیازهای پنهان را ببینند، رابطه انسانی ایجاد کنند، داوطلب شوند، بهطور منظم کمک کنند و ناظر عملکرد مؤسسات باشند. خانواده، همسایه و خویشاوند نیازمند نباید در ازدحام پروژههای بزرگ فراموش شوند.
نقش سازمانهای خیریه
سازمانهای خیریه و مردمنهاد، کمکهای پراکنده را به اقدام تخصصی تبدیل میکنند. وظیفه آنان نیازسنجی، انتخاب درست ذینفعان، اجرای حرفهای، حفاظت از امانت، سنجش نتیجه و گزارش شفاف است. این نهادها باید میان نیّت خیر مردم و اثر واقعی در جامعه پل بزنند.
نقش دولت
دولت وظیفه دارد حقوق پایه، امنیت اجتماعی، آموزش، سلامت، امداد در بحران و حمایت از افراد آسیبپذیر را تضمین کند. همچنین باید برای مؤسسات خیریه قوانین روشن، نظارت متناسب، مشوقهای قانونی، دادههای قابل اعتماد و امکان همکاری فراهم سازد.
الگوی مطلوب، تقسیم کار و همکاری پاسخگو میان دولت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و شهروندان است؛ همان مشارکتی که سازمان ملل نیز برای تحقق اهداف توسعه پایدار ضروری میداند.
خمس و زکات؛ از فضیلت اختیاری تا مسئولیت مالی
یکی از امتیازات نظام مالی اسلام آن است که مبارزه با فقر و پشتیبانی از مصالح جامعه را تنها به عاطفههای گذرا واگذار نکرده است. زکات و خمس، بخشی از دارایی را از قلمرو انتخاب شخصی خارج و به «حق» تبدیل میکنند. تکرار زکات در کنار نماز در قرآن نشان میدهد که دینداری فقط رابطه فرد با خدا نیست؛ رابطه او با بندگان خدا نیز جزئی از ایمان است.
قرآن برای زکات مصارف مشخصی برمیشمارد؛ از فقرا و مساکین تا بدهکاران و درراهماندگان (توبه: ۶۰)، و آن را عامل پاکی و رشد معنوی میخواند (توبه: ۱۰۳).
خمس نیز بر پایه آیه ۴۱ سوره انفال و احکام تفصیلی فقه، در مکتب اهلبیت علیهمالسلام جایگاه مهمی در تأمین نیازهای دینی و اجتماعی، حمایت از نیازمندان واجد شرایط، آموزش و تبلیغ دین و مصالح جامعه مؤمنان داشته است.
نمیتوان بدون آمار جامع، سهم تاریخی این دو فریضه را در همه جوامع اسلامی با عددی واحد سنجید؛ امّا ظرفیت بالقوه آنها بسیار بزرگ است. اگر وجوه شرعی بهموقع پرداخت، بهشکل حرفهای جمعآوری، براساس اولویتهای واقعی هزینه و درباره آثار آن بهطور شفاف گزارش شود، میتواند جریانی پایدار برای کاهش فقر، حفظ نهادهای علمی و دینی و پاسخ به نیازهای نو پدید آورد.
البته چند نکته باید رعایت شود:
نخست آنکه مصارف زکات و خمس کاملاً یکسان و نامحدود نیست؛ پرداختکننده نمیتواند هر پروژه دلخواهی را مصرف شرعی بداند. بهویژه در خمس، شیوه پرداخت و مصرف سهم امام و سهم سادات تابع فتوای مرجع تقلید و اذنهای لازم است.
دوم آنکه وجوه واجب، همه نیازهای جامعه را پوشش نمیدهد و باید با صدقات مستحب، وقف، قرضالحسنه، نذرهای سنجیده، بودجه عمومی و مسئولیت اجتماعی بنگاهها تکمیل شود.
سوم آنکه اعتماد مردم به وجوه شرعی نیز به امانتداری، تخصص، اولویتسنجی و گزارشدهی متناسب نیاز دارد.
در کنار خمس و زکات، «وقف» ظرفیت ویژهای برای ایجاد زیرساخت پایدار دارد. اگر زکات و صدقه بیشتر به جریان جاری نیازها پاسخ میدهد، وقف مولد میتواند مدرسه، درمانگاه، پژوهشگاه، مسکن حمایتی و صندوق اشتغال را برای نسلها پشتیبانی کند. احیای نیکوکاری اسلامی بدون بازطراحی وقف برای نیازهای روز، کامل نخواهد بود.
وقتی یک خیانت، اعتماد عمومی را زخمی میکند
اشتباه، سوءمدیریت یا خیانت یک مسئول خیریه میتواند آثاری ویرانگر، فراتر از همان مؤسسه داشته باشد؛ زیرا سرمایه اصلی نیکوکاری «اعتماد» است. وقتی این اعتماد آسیب میبیند، نخستین قربانیان واقعی، نیازمندانی هستند که هیچ نقشی در آن تخلف نداشتهاند.
بنابراین، مؤسسات نباید خطا را پنهان کنند؛ بلکه باید آن را بررسی، گزارش و جبران کنند و سازوکارهای پیشگیری را اصلاح نمایند.
بااینهمه، نتیجهگیری «چون یک فرد یا مؤسسه خیانت کرده است، پس هیچکس قابل اعتماد نیست»، از نظر منطقی تعمیم شتابزده و از نظر اخلاقی انتقال مجازات خطاکار به نیازمندان بیگناه است. یک مورد خیانت، دلیل کافی برای بیاعتمادی به همان فرد یا ساختار معیوب و ضرورت بررسی بیشتر است، نه دلیل بر فساد همه خیّران و مؤسسات.
راه درست، گذار از «اعتماد سادهلوحانه» به «اعتماد هوشمندانه» است.
از خیر مناسبتی تا فرهنگ پایدار
روز جهانی خیریه هنگامی اثرگذار است که نیکوکاری را از یک واکنش احساسی و مناسبتی به عادت فردی و نظام اجتماعی تبدیل کند. برای این منظور، چند تحول ضروری است:
- کمکهای کوچک امّا منظم جای هیجانهای زودگذر را بگیرد؛
- امداد فوری با توانمندسازی همراه شود؛
- دریافتکننده از موضوع ترّحم به شریک حل مسئله تبدیل گردد؛
- مؤسسات از گزارش تعداد بستهها به گزارش تغییر واقعی در زندگی مردم برسند؛
- خیّران از نقش «پرداختکننده» به نقش یادگیرنده، ناظر و همکار ارتقا یابند.
همچنین باید کودکان و جوانان را از آغاز با نیکوکاری آشنا کرد؛ نه فقط با انداختن پول در صندوق، بلکه با تجربه خدمت، دیدن محترمانه نیازهای جامعه، کار گروهی، مراقبت از محیط زیست و اختصاص بخشی از وقت و توانایی خود به دیگران. جامعهای که خیر را فقط از ثروتمندان انتظار دارد، بخش بزرگی از سرمایه انسانی خود را معطل میگذارد.
سخن پایانی
پنجم سپتامبر یادآور این حقیقت است که جهان فقط با قانون و بودجه اداره نمیشود؛ همدلی، داوطلبی، اعتماد و احساس مسئولیت متقابل نیز ستونهای جامعهاند. امّا نیکوکاری مطلوب، صرفاً دست بخشنده و دست گیرنده نیست؛ پیوندی است میان محبّت و عدالت، اخلاص و تخصص، امداد و توانمندسازی، مردم و دولت، و تکلیف شرعی و مسئولیت اجتماعی.
اگر خیر را هر اقدام مشروعی بدانیم که رنجی را میکاهد، حقی را بازمیگرداند یا استعدادی را شکوفا میکند، آنگاه هر انسان میتواند چیزی برای بخشیدن داشته باشد. یکی مال میبخشد، دیگری دانش؛ یکی وقت میگذارد، دیگری آبرو و ارتباط خود را برای گشودن گرهی به کار میگیرد.
[1] . صفحه رسمی سازمان ملل درباره روز جهانی خیریه، قطعنامه ۶۷/۱۰۵ مجمع عمومی، گزارش دولت مجارستان از تصویب پیشنهاد
[2] . الکافی، ج۴، باب فضل المعروف
[3] . (متی ۲۵: ۳۵ـ۴۰ و ۶: ۱ـ۴).
[4] . الکافی، ج۲، باب النیة
سید هاشم موسوی

