محلی برای عبـــادت و هدایت

English

Homeموضوعاتاسلامعلم در خدمت صلح؛ دانایی همراه با مسئولیت و پاسداشت کرامت انسانی

خیــرات و مبــرات

وجوهات شرعی (خمس، صدقه، کفاره، فطریه و فدیه)، خیریه و کمک به برنامه های مرکز اسلامی

آخرین پست ها

علم در خدمت صلح؛ دانایی همراه با مسئولیت و پاسداشت کرامت انسانی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

در آستانه دهم نوامبر، «روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه»، فرصتی فراهم می‌شود تا درباره نسبت دانش و سرنوشت انسان تأمل کنیم. این مناسبت که یونسکو آن را گرامی می‌دارد، یادآور مسئولیت علم در برابر زندگی اجتماعی است. امّا پرسشی اساسی همچنان پیش روی ماست: چه چیزی تعیین می‌کند که گسترش دانش به افزایش امنیت و آرامش بینجامد یا توان انسان را برای سلطه و تخریب بیشتر کند؟

معمولاً با طرح این پرسش، سلاح‌های پیشرفته و فناوری‌های نظامی به ذهن می‌آید؛ حال آنکه نقش علم در جنگ و صلح، بسیار گسترده‌تر است. روان‌شناسی می‌تواند به درمان رنج انسان کمک کند یا برای دست‌کاری احساسات او به کار رود. آموزش تاریخ می‌تواند زمینه فهم متقابل را فراهم سازد یا دشمنی‌های گذشته را به نسل‌های تازه منتقل کند. تربیت نیز می‌تواند کودک را برای گفت‌وگو و همکاری آماده سازد یا تحقیر و خشونت را در نگاه او عادی کند.

ازاین‌رو، بررسی صلح بدون توجه هم‌زمان به علوم تجربی و انسانی، بررسی کاملی نخواهد بود. محور این مقاله آن است که کرامت انسانی، معیاری برای جهت‌دهی به هر دو حوزه دانش است و فاصله‌گرفتن از اخلاق، زمینه بهره‌برداری خشونت‌آمیز از دستاوردهای آنها را افزایش می‌دهد.

کرامت انسان مبنای داوری درباره دانش

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»

«به‌یقین، فرزندان آدم را گرامی داشتیم.» (سوره اسراء، آیه ۷۰)

در این فراز، سخن از «بنی‌آدم» است. این تعبیر، مبنایی مهم برای توجه به حرمت انسان فراتر از تعلّقات قومی و موقعیت اجتماعی او فراهم می‌آورد. بر این اساس، انسان را نمی‌توان صرفاً وسیله‌ای برای افزایش ثروت، قدرت یا اعتبار دیگران دانست.

اگر این اصل وارد مناسبات علمی شود، پرسش‌های روشنی پدید می‌آید: آیا در پژوهش، سلامت و اختیار افراد رعایت شده است؟ آیا فناوری تازه، رنج انسان‌ها را کاهش می‌دهد؟ آیا شناخت رفتار مردم برای کمک به انتخاب آگاهانه آنان به کار می‌رود یا برای سوءاستفاده از ضعف‌هایشان؟

کرامت انسانی همچنین ما را متوجه کسانی می‌کند که در محاسبات قدرت کمتر دیده می‌شوند: کودکی که از جنگ آسیب می‌بیند، بیماری که امکان درمان ندارد و خانواده‌ای که قربانی تبعیض می‌شود.

پیشرفت علمی هنگامی به زندگی شایسته کمک می‌کند که انسان‌ها نیز در افق تصمیم‌گیری حضور داشته باشند.

پیوند دانش و تربیت در نگاه دینی

در منطق قرآن، تعلیم با پرورش انسان همراه است. خداوند درباره رسالت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

«وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»

«و شما را پاکیزه می‌سازد و کتاب و حکمت به شما می‌آموزد.» (سوره بقره، آیه ۱۵۱)

هم‌نشینی تزکیه و تعلیم، یادآور آن است که افزایش دانسته‌ها باید با اصلاح انگیزه‌ها و رفتارها همراه شود. جامعه به تخصّص نیاز دارد و هم‌زمان به انسان‌هایی نیازمند است که مسئولانه از تخصّص خود استفاده کنند.

از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز نقل شده است:

«الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ … وَالْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَإِنْ أَجَابَهُ وَإِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ.»

«دانش با عمل همراه است … و دانش، عمل را فرامی‌خواند؛ اگر عمل پاسخ دهد، می‌ماند وگرنه از آن کوچ می‌کند.»

(نهج‌البلاغه، حکمت ۳۶۶)

این سخن، مسئولیت دانستن را یادآوری می‌کند. آگاهی از آثار تحقیر، باید در شیوه تربیت ما دیده شود؛ شناخت زیان تبعیض باید در تصمیم‌های اجتماعی اثر بگذارد و شناخت قدرت تخریب یک فناوری باید به مسئولیت در کاربرد آن بینجامد.

البته تقسیم‌بندی امروزی علوم تجربی و انسانی را نباید مستقیماً به این متون نسبت داد. آنچه از این آموزه‌ها برای بحث حاضر الهام می‌گیریم، ضرورت همراهی شناخت، حکمت، تربیت و عمل مسئولانه است.

علوم تجربی و انسانی چگونه بر یکدیگر اثر می‌گذارند

علوم تجربی و انسانی در زندگی واقعی پیوسته به یکدیگر نیاز دارند. برای نمونه، ساخت سامانه تأمین آب به دانش مهندسی نیاز دارد؛ امّا اینکه آب چگونه توزیع شود، حق کدام منطقه رعایت گردد و اختلاف مصرف‌کنندگان چگونه حل شود، با اقتصاد، حقوق، مدیریت و اخلاق نیز ارتباط دارد. تصمیم‌های اجتماعی مسیر طرّاحی فنّی را تعیین می‌کنند و امکانات فنّی نیز بر روابط اجتماعی اثر می‌گذارند.

در فضای دیجیتال، این پیوند آشکارتر است. طرّاحی یک شبکه اجتماعی به دانش رایانه وابسته است؛ امّا شناخت توجه، هیجان و رفتار جمعی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارد. همین مجموعه دانش می‌تواند ارتباط خانواده‌ها و آموزش عمومی را تقویت کند یا برای برانگیختن نفرت و بهره‌برداری از اضطراب کاربران به کار گرفته شود. در مقابل، گسترش این فناوری نیز شیوه تربیت، روابط خانوادگی و رفتار سیاسی را تغییر می‌دهد.

بنابراین، علوم انسانی صرفاً ناظر اخلاقی فناوری نیستند؛ خود در تولید و کاربرد آن مشارکت دارند و از آن تأثیر می‌پذیرند. همان‌گونه که یک ابزار فنّی ممکن است آسیب‌زا باشد، یک نظریه اجتماعی یا شیوه آموزشی نیز می‌تواند به توجیه تبعیض و سرکوب خدمت کند. کیفیت علمی هر دانش و جهت اخلاقی کاربرد آن، هر دو باید بررسی شوند.

داستان حضرت یوسف و دانش در خدمت امنیت زندگی

در داستان حضرت یوسف علیه‌السلام، نمونه‌ای گویا از همراهی تدبیر عملی و مسئولیت انسانی دیده می‌شود. او در مواجهه با خبر سال‌های فراوانی و قحطی، به بیان خطر اکتفا نکرد و برنامه‌ای برای تولید، نگهداری محصول و تنظیم مصرف ارائه داد:

«تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ»

«هفت سال پیوسته کشت می‌کنید؛ پس آنچه را درو کردید، جز اندکی که می‌خورید، در خوشه‌اش باقی بگذارید.»

(سوره یوسف، آیه ۴۷؛ نیز آیات ۴۸ و ۴۹)

هنگامی که مسئولیت خزانه‌ها را درخواست کرد، گفت:

«اجْعَلْنِي عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»

«مرا بر خزانه‌های این سرزمین بگمار؛ زیرا نگهبانی دانا هستم.» (سوره یوسف، آیه ۵۵)

در این درخواست، امانت‌داری و دانایی در کنار یکدیگر قرار دارند. برای اداره منابع عمومی، هم توانایی لازم است و هم پاسداری از آنچه به مردم تعلّق دارد.

با الهام از این داستان می‌توان گفت تأمین امنیت غذایی، فقط مسئله افزایش محصول نیست؛ آینده‌نگری، مدیریت مصرف و اعتماد عمومی نیز در آن نقش دارند. دانش هنگامی به آرامش جامعه کمک می‌کند که در خدمت حفظ زندگی مردم قرار گیرد. کاهش محرومیت و ناامنی معیشتی نیز می‌تواند برخی زمینه‌های تنش را محدود کند، هرچند به‌تنهایی همه علل نزاع را از میان نمی‌برد.

صلح در خانه و مدرسه پرورش می‌یابد

صلح اجتماعی به رفتارهایی وابسته است که انسان‌ها در روابط روزمره می‌آموزند. کودکی که همواره با تحقیر ساکت می‌شود، ممکن است خاموش‌کردن دیگری را راه حل اختلاف بشناسد. در مقابل، کودکی که فرصت توضیح‌دادن، شنیدن و جبران خطا دارد، امکان بیشتری برای آموختن گفت‌وگوی مسئولانه پیدا می‌کند.

برای روشن‌شدن موضوع، نمونه‌ای فرضی را در نظر بگیریم: دو دانش‌آموز با یکدیگر درگیر شده‌اند. معلم می‌تواند بدون شنیدن سخنانشان، یکی را در برابر کلاس تحقیر کند؛ همچنین می‌تواند ابتدا درگیری را متوقف سازد، سخن هر دو را بشنود، رفتار نادرست را مشخص کند و برای جبران آسیب راهی نشان دهد. در روش دوم، خطا نادیده گرفته نمی‌شود، اما شخصیت کودک نیز قربانی اصلاح رفتار او نمی‌گردد.

در چنین موقعیتی، شناخت تربیتی و روان‌شناختی به انتخاب روش کمک می‌کند و اخلاق، حفظ حرمت و انصاف را ضروری می‌شمارد. اگر شناخت دقیق از رفتار کودک در خدمت سلطه‌جویی قرار گیرد، حتی روش‌های ظاهراً حساب‌شده نیز می‌توانند آسیب‌زا شوند.

البته اختلاف خانوادگی یا مدرسه‌ای با جنگ میان کشورها یکسان نیست. بااین‌حال، توان شنیدن دیگری، مهار خشم و رعایت انصاف، پشتوانه‌هایی برای زندگی اجتماعی آرام‌تر هستند. جامعه‌ای که این توانایی‌ها را پرورش می‌دهد، برای حل مسالمت‌آمیز اختلاف‌ها آمادگی بیشتری خواهد داشت.

تاریخ و جغرافیا میان شناخت متقابل و بازتولید دشمنی

تاریخ، حافظه جمعی را شکل می‌دهد. اگر گذشته را چنان آموزش دهیم که ملت خود را همواره بی‌خطا و دیگران را ذاتاً شرور نشان دهد، به جای فهم تاریخ، دشمنی تولید کرده‌ایم. اگر مسئولیت یک حکومت یا سپاه در گذشته را به همه فرزندان و نوادگان یک قوم نسبت دهیم، نسل امروز را به دلیل کاری محکوم کرده‌ایم که انجام نداده است.

آموزش مسئولانه تاریخ، نیازمند بررسی اسناد، شناخت زمینه‌ها، شنیدن روایت‌های مختلف و تفکیک مسئولیت اشخاص و نهادها از هویت جمعی انسان‌هاست. این رویکرد، رنج قربانیان را پنهان نمی‌کند؛ امکان شناخت دقیق‌تر ظلم و پیشگیری از تکرار آن را فراهم می‌سازد.

جغرافیا نیز می‌تواند ما را متوجه وابستگی متقابل جوامع کند: رودخانه مشترک، آلودگی هوا و منابع طبیعی، پیامدهای محدود به یک مرز ندارند. امّا نقشه و توصیف سرزمین نیز ممکن است با حذف حضور دیگران یا گزینش بخشی از واقعیت، در خدمت تحریک تنش قرار گیرد. البته نقشه به‌تنهایی حق حاکمیت را تعیین نمی‌کند؛ اختلاف‌های سرزمینی به بررسی تاریخی و حقوقی و توجه به حقوق مردم نیاز دارند.

کرامت انسانی در اینجا به معنای تغییر حقیقت برای خوشایند دیگران نیست؛ به معنای صداقت در بیان واقعیت و پرهیز از تبدیل آن به مجوز تحقیر و سلب حقوق انسان‌هاست.

عدالت در برابر دشمن آزمون جدّی اخلاق

پایبندی به اخلاق هنگامی دشوارتر می‌شود که با مخالف یا دشمن روبه‌رو هستیم. قرآن کریم دقیقاً در همین نقطه می‌فرماید:

«وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ»

«دشمنی با گروهی، شما را به ترک عدالت وادار نکند؛ عدالت ورزید که به تقوا نزدیک‌تر است.» (سوره مائده، آیه ۸)

کاربرد این معیار در محیط علمی روشن است: پژوهشگر نباید به دلیل دشمنی سیاسی، داده‌ای را جعل یا پنهان کند؛ تاریخ‌نگار نباید خوبی‌های مخالف را انکار کند؛ و متخصّص نباید آسیب‌رساندن بی‌ضابطه به انسان‌ها را با برچسب‌های جمعی توجیه کند.

در روزهای جنگ صفین، امیرالمؤمنین علیه‌السلام شنیدند گروهی از یارانشان به شامیان دشنام می‌دهند. حضرت آنان را از این رفتار بازداشتند و فرمودند:

«إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ»

«من خوش ندارم شما دشنام‌گو باشید.»

سپس توصیه کردند به جای دشنام، رفتار آنان را توضیح دهند و چنین دعا کنند:

«اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَدِمَاءَهُمْ، وَأَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَبَيْنِهِمْ»

«خدایا، خون ما و خون آنان را حفظ کن و میان ما و آنان اصلاح برقرار ساز.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۶)

این سخن در میانه نبرد بیان شده است. امام، نقد رفتار دشمن را مجاز می‌دانند، امّا دشنام را نمی‌پسندند و حفظ خون هر دو طرف را درخواست می‌کنند. برای معلم، خطیب، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، این روایت الگویی است تا اعتراض به ظلم را با دقّت، استدلال و حفظ حدود اخلاقی همراه سازند.

عدالت در برابر دشمن، مانع دفاع از مظلوم و مقابله با تجاوز نیست؛ حدود انسانی این مقابله را روشن می‌کند. صلح پایدار نیز به احقاق حق و رفع ظلم نیاز دارد؛ سکوت تحمیلی بر قربانیان، آرامش عادلانه نمی‌سازد.

اخلاق باید در ساختار علم حضور داشته باشد

برای حفظ جهت انسانی دانش، توصیه فردی کافی نیست. دانشگاه باید در کنار مهارت تخصّصی، توان سنجش پیامدهای اجتماعی و اخلاقی را پرورش دهد. مراکز پژوهشی باید درباره هدف پژوهش، حقوق افراد و خطرهای قابل پیش‌بینی پاسخ‌گو باشند. تصمیم‌گیری درباره فناوری نیز به گفت‌وگوی متخصّصان حوزه‌های مختلف و شنیدن صدای کسانی نیاز دارد که از آن تأثیر می‌پذیرند.

در خانواده و مدرسه نیز آموزش اخلاق باید در رفتار بزرگ‌ترها دیده شود. سخن‌گفتن از کرامت، هنگامی اثر تربیتی پیدا می‌کند که پرسش کودک شنیده شود، خطای او منصفانه بررسی گردد و عذرخواهی از او برای بزرگ‌ترها دشوار و ناممکن نباشد.

نتیجه

علم، توان انسان را افزایش می‌دهد؛ امّا جهت این توان به انگیزه‌ها، ارزش‌ها و ساختارهایی وابسته است که آن را هدایت می‌کنند. علوم تجربی و انسانی در این مسئولیت به یکدیگر پیوسته‌اند: یکی می‌تواند امکانات زندگی را گسترش دهد و دیگری به فهم رفتار و تنظیم روابط کمک کند؛ هر دو نیز ممکن است در خدمت سلطه و خشونت قرار گیرند.

کرامت انسانی، ما را موظف می‌کند در پژوهش و آموزش و کاربرد دانش، جان، حرمت و حقوق انسان‌ها را جدی بگیریم. آموزه قرآنی عدالت در برابر دشمن نشان می‌دهد که این مسئولیت، با آغاز اختلاف پایان نمی‌یابد.

هرچه اخلاق از علم، تربیت و مدیریت فاصله بگیرد، زمینه بیشتری برای تبدیل دانش به ابزار فریب، تبعیض و تخریب فراهم می‌شود و دستیابی بشر به صلح و آرامش دشوارتر خواهد شد. اخلاق، به‌تنهایی همه علل جنگ را برطرف نمی‌کند، امّا حذف آن، یکی از مهم‌ترین موانع سوءاستفاده از قدرت را از میان می‌برد.

بزرگداشت علم در خدمت صلح، دعوتی است به پرورش انسان‌هایی که هم بیشتر می‌دانند و هم در برابر دانسته‌های خود مسئول‌ترند؛ انسان‌هایی که حرمت دیگری را حتی هنگام اختلاف فراموش نمی‌کنند.

سید هاشم موسوی