محلی برای عبـــادت و هدایت

English

Homeموضوعاتاسلامبررسی اهمیت زمان‌شناسی در بستر تاریخ، دین و زندگی فردی و اجتماعی

خیــرات و مبــرات

وجوهات شرعی (خمس، صدقه، کفاره، فطریه و فدیه)، خیریه و کمک به برنامه های مرکز اسلامی

آخرین پست ها

بررسی اهمیت زمان‌شناسی در بستر تاریخ، دین و زندگی فردی و اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

هنر اقدام به هنگام؛ از قیام توّابین تا مسئولیت‌های امروز

در زندگی فردی و سرگذشت ملت‌ها، لحظه‌هایی وجود دارد که ارزش آنها با ساعت و تقویم سنجیده نمی‌شود؛ لحظه‌هایی که یک تصمیم درست می‌تواند راه آینده را تغییر دهد و یک تعلّل، زیانی بر جای گذارد که سال‌ها کوشش نیز آن را به‌تمامی جبران نکند. گاه مسئله این نیست که انسان حقیقت را نمی‌شناسد یا حاضر به فداکاری نیست؛ مسئله آن است که هنگامی به میدان می‌آید که فرصت اصلی سپری شده است.

تاریخ اسلام نمونه‌های برجسته‌ای از این حقیقت را در خود جای داده است. در رأس این عبرت‌ها، قیام توّابین قرار دارد؛ چند هزار نفر از مردان کوفه که پس از فاجعه عاشورا، با انگیزه پشیمانی و خون‌خواهی حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) دست به قیام زدند و جان خود را فدا کردند. امّا این فداکاری بزرگ، به دلیل از دست رفتن «زمان طلایی» ، نتوانست مسیر تاریخ را تغییر دهد یا از وقوع آن مصیبت عُظمی جلوگیری کند. تحلیل این واقعه، مدخلی جامع برای درک ضرورت تصمیم‌گیری و اقدام به موقع در ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و مهدوی است.

بازخوانی این پشیمانی و فداکاری شایسته تأمل است؛ امّا پرسشی دردناک باقی می‌ماند: اگر اراده‌ای که پس از عاشورا پدید آمد، پیش از آن به حمایت مؤثر تبدیل می‌شد، چه فرصت‌هایی برای دفاع از حق ایجاد می کرد؟ تاریخ توّابین، ما را در برابر پرسشی زنده قرار می‌دهد: آیا مسئولیت امروز خود را امروز انجام می‌دهیم، یا برای فردا، تنها حسرت آن را نگاه می‌داریم؟

توّابین؛ فاصله میان آمادگی برای جبران و فرصت پیشگیری

در گزارش مشهور تاریخی، حرکت علنی توّابین به رهبری سلیمان بن صُرَد خزاعی، از آغاز ربیع‌الثانی سال ۶۵ هجری آغاز شد؛ یعنی پس از مرگ یزید و در برابر دستگاه امویِ دوره مروانی. شمار نیروهای گردآمده در آغاز حرکت را حدود چهار هزار نفر نوشته‌اند، هرچند گزارش‌ها درباره شمار افراد در مراحل مختلف یکسان نیست. در نبرد عین‌الورده، سلیمان و بسیاری از همراهانش کشته شدند و گروهی به رهبری رفاعة بن شدّاد بازگشتند.[1]

درارزیابی آنان نباید همه اشخاص و علت‌ غیبتشان را یکسان دانست. جزئیات رفتار هر فرد در روزهای قیام حضرت مسلم علیه‌السلام، نیازمند شاهد تاریخی مستقل است امّا آنچه برای این بحث اهمیت دارد، اعتراف جمعی این جریان به کوتاهی در یاری بموقع امام و کوشش بعدی آنان برای جبران است.

هر چند نمی‌توان با قطعیّت گفت که حضور دو یا چند هزار نفر در همان ابتدای امر در کنار نماینده امام علیه السلام، حتماً به استقرار امام در کوفه و سقوط حکومت اموی می‌انجامید ولی به جرأت می‌توان گفت که حمایت منسجم و به‌موقع، امکان‌های دفاع از امام و نماینده ایشان را افزایش می‌داد و انزوای آنان را دشوارتر می‌کرد. نیرویی که دیر و خارج از ظرف زمانی مؤثر به حرکت درآمد، دیگر در موقعیتی نبود که از وقوع عاشورا پیشگیری کند.

قیام توّابین هر چند کاملاً بی‌ثمر نبوده و اعتراض به جنایت کربلا و آمادگی برای پرداخت هزینه وفاداری را آشکار کرد، امّا ارزش توبه و فداکاری، با توان جبران خسارت گذشته یکسان نیست. آنان می‌توانستند از کوتاهی خویش بازگردند، ولی نمی‌توانستند فرصت یاری امام پیش از شهادت را دوباره به دست آورند.

شهید آیت‌الله خامنه‌ای رحمة الله علیه در توضیح همین درس، بر فاصله میان انجام وظیفه در وقت آن و اقدام پس از ازدست‌رفتن فرصت تأکید کرده‌اند. حاصل این تذکر آن است که میزان هزینه‌دادن، به‌تنهایی معیار اثرگذاری نیست؛ زمان ورود به میدان نیز در نتیجه عمل نقش دارد.[2]

منطق قرآن؛ شناخت، مشورت، تصمیم و اقدام

قرآن کریم، مؤمن را به حرکت آگاهانه و جدّی فرامی‌خواند. فرمان:

«فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ»

«در کارهای نیک از یکدیگر پیشی بگیرید» (بقره: ۱۴۸)

نشان می‌دهد که نیکی را نباید در انتظارهای بی‌پایان معطل گذاشت. در بیان دیگری، پیوند مشورت و قاطعیّت را چنین ترسیم می‌کند:

«وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»

«در کار با آنان مشورت کن؛ پس هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکّل کن» (آل‌عمران: ۱۵۹).

این آیه، الگویی روشن پیش روی ما می‌گذارد: تصمیم باید از مسیر بررسی و مشورت بگذرد، امّا پس از روشن‌شدن راه، نباید در گرداب تردید متوقف بماند. توکّل نیز نیروی حرکت پس از تصمیم است؛ مؤمن پس از فراهم‌کردن مقدمات معقول، منتظر تضمین همه نتایج نمی‌ماند.

قرآن حتی ارزش اقدام‌های ظاهراً مشابه را با توجه به شرایط آنها متفاوت می‌داند:

«لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ»

«کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردند و جنگیدند، [با کسانی که پس از آن چنین کردند] برابر نیستند»

(حدید: ۱۰)

حمایت در روز دشواری، هنگامی که پیروزی هنوز آشکار نشده و یاران اندک‌اند، با همراهی پس از رفع خطر یکسان نیست. این اصل در زندگی روزمرّه نیز جاری است: کمک پیش از فروپاشی یک خانواده، شنیدن سخن فرزند پیش از گسستن پیوند عاطفی، و دفاع از آبروی مظلوم پیش از فراگیرشدن اتهام، ارزشی دارد که همیشه با اقدام بعدی جبران نمی‌شود.

زمان‌شناسی؛ میانه شتاب‌زدگی و سستی

تأکید بر اقدام به‌موقع، مجوز تصمیم عجولانه نیست. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در عهدنامه مالک اشتر هشدار می‌دهند:

«وَإِيَّاكَ وَالْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا، أَوِ التَّسَاقُطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْكَانِهَا»

«از شتاب‌کردن در کارها پیش از فرارسیدن زمان آنها، یا سستی‌کردن در آنها هنگام فراهم‌شدن امکانشان، بپرهیز»

(نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).[3]

در ادامه همان فراز، امام بر قراردادن هر کار در جای خود و انجام هر عمل در موقعیت مناسب تأکید می‌کنند. پس دو خطا باید هم‌زمان مهار شود: ورود پیش از فراهم‌شدن مقدمات لازم، و عقب‌نشینی هنگامی که تکلیف روشن و امکان اقدام فراهم است. گاهی باید برای گفت‌وگویی حساس، آرام‌شدن فضا را انتظار کشید؛ امّا گاهی همین انتظار، حق دیگری را ضایع می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام از پدر بزرگوارشان نقل می‌کنند:

«إِذَا هَمَمْتَ بِخَيْرٍ فَبَادِرْ، فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا يَحْدُثُ»

«هنگامی که قصد کار خیری کردی، اقدام کن؛ زیرا نمی‌دانی چه پیش خواهد آمد»

(وسائل‌الشیعة، ج۱، ص۱۱۱، ابواب مقدمة العبادات، باب۲۷، ح۲)

این دستور درباره خیری است که خیر بودنش شناخته شده است؛ کاری که پیامدهای آن هنوز مجهول است، به بررسی نیاز دارد. هنر زمان‌شناسی، تشخیص همین تفاوت است: چه هنگام باید بیشتر اندیشید و چه هنگام باید به اندیشه پایان داد و عمل کرد؟

قوم حضرت یونس و فرعون؛ دو بازگشت با دو سرانجام

قرآن در یک سوره، دو صحنه تکان‌دهنده از بازگشت انسان را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. درباره قوم یونس می‌فرماید:

«إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَىٰ حِينٍ»

«مگر قوم یونس که چون ایمان آوردند، عذاب رسوایی را در زندگی دنیا از آنان برطرف کردیم و تا زمانی بهره‌مندشان ساختیم» (یونس: ۹۸).

آنان بازگشتند و این بازگشت در سرنوشت جمعی‌شان اثر گذاشت. پیام روشن آیه آن است که هشدار می‌تواند پیش از نابودی، به بیداری و اصلاح بینجامد. جامعه‌ای که نشانه‌های خطر را می‌بیند و مسیر خود را تغییر می‌دهد، ممکن است از آینده‌ای ویرانگر نجات یابد.

در برابر، فرعون هنگامی اظهار ایمان کرد که گرفتار غرق‌شدن شده بود. پاسخ چنین آمد:

«آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ»

«اکنون؟! درحالی‌که پیش از این نافرمانی کردی و از فسادگران بودی!» (یونس: ۹۱).

در اینجا مسئله صرفاً چند دقیقه تأخیر نیست؛ او فرصت انتخاب و اطاعت را با طغیان گذرانده و در مواجهه با مرگ، اظهار تسلیم می‌کند. قرآن کریم نیز در سوره نساء، آیه ۱۸، توبه هنگام فرارسیدن مرگ را از توبه در فرصت زندگی متمایز می‌سازد.

این دو سرگذشت، برای خانواده‌ها و جوامع نیز الهام‌بخش‌اند: هشدار را باید زمانی شنید که هنوز می‌توان مسیر را عوض کرد. اصلاح خطایی کوچک، گاه از هزینه‌های بزرگ فردا پیشگیری می‌کند؛ امّا انکار پی‌درپیِ نشانه‌های خطر، دامنه انتخاب را تنگ‌تر می‌سازد.

حُرّ؛ یادآور فرصت بازیافته

اگر توّابین یادآور فرصت ازدست‌رفته‌اند، حُرّ بن یزید ریاحی نشان می‌دهد که تا فرصت واقعی باقی است، نباید از اصلاح مأیوس شد. شیخ مفید در «الإرشاد» گزارش می‌کند که حُرّ در روز عاشورا، هنگام تصمیم برای پیوستن به امام حسین علیه‌السلام گفت:

«إِنِّي وَاللَّهِ أُخَيِّرُ نَفْسِي بَيْنَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ»

«به خدا سوگند، خود را میان بهشت و دوزخ مخیّر می‌بینم» (الإرشاد، ج۲، ص۹۹).

او در همان روز، از جبهه مقابل جدا شد و به یاری امام شتافت. فرصت‌های پیشین را از دست داده بود، امّا فرصت باقی‌مانده را از دست نداد. این حکایت، درس توّابین را کامل می‌کند: نباید بازگشت را تا پس از پایان امکان یاری به تأخیر انداخت؛ و نباید به بهانه دیرشدن، از انجام وظیفه‌ای که هنوز ممکن است دست کشید.

پشیمانی زمانی سازنده می‌شود که انسان بپرسد: اکنون چه حقّی بر عهده من است و کدام بخش از خسارت را هنوز می‌توانم جبران کنم؟

خانه؛ میدان تصمیم‌های کوچک و سرنوشت‌ساز

همه انسان‌ها در برابر تصمیم‌های بزرگ تاریخی قرار نمی‌گیرند؛ امّا هرکس، متناسب با جایگاه خود، فرصت‌هایی اثرگذار دارد. برای پدر و مادر، زمانی که فرزند با نگرانی به آنان پناه می‌آورد؛ برای همسر، هنگامی که شریک زندگی زیر بار خستگی نیازمند شنیده‌شدن است؛ و برای فرزند، زمانی که پدر یا مادر سالمند نیاز خود را با سکوت بیان می‌کند، می‌تواند لحظه انجام وظیفه باشد.

قرآن در سفارش به رفتار با والدین می‌فرماید:

«فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا»

«به آنان اُف نگو، بر آنان تندی نکن و با آنان بزرگوارانه سخن بگو» (اسراء: ۲۳).

این ادب، در وقت خستگی و فشار نیز باید خود را نشان دهد. گاه چند دقیقه شنیدنِ بی‌قضاوت، تشکری صادقانه، یا جمله «می‌دانم امروز برایت سخت گذشته است»، در لحظه نیاز می‌تواند پیوندی آسیب‌پذیر را تقویت کند. در مقابل، تحقیر همسر در حضور دیگران یا سرزنش فرزند در لحظه شکست، ممکن است زخمی ماندگار بر جای بگذارد.

البته دوام زندگی را نمی‌توان با یک جمله محبت‌آمیز تضمین کرد؛ اعتماد، حاصل رفتار مستمر است. امّا برخی لحظه‌ها وزن بیشتری دارند: محبّت در وقت نیاز، و حفظ حرمت در هنگام اختلاف، اثر همین رفتار مستمر را آشکار می‌سازد.

زمان و مکانِ سخن نیز مهم است. موضوعی که می‌توان در خلوت و آرامش مطرح کرد، اگر در جمع و با لحن تحقیرآمیز گفته شود، ممکن است به مقاومت و رنج بینجامد.

مسئولیت اجتماعی؛ سکوت هم پیامد دارد

در عرصه اجتماعی، تأخیر همیشه به معنای بی‌طرف‌ماندن نیست. اگر شایعه‌ای آبروی کسی را تهدید می‌کند، توضیح مستند پس از فراگیرشدن اتهام ممکن است به همه مخاطبان نخستین نرسد. اگر حقی در حال تضییع است، کمک پس از نابودی فرصت، جای حمایت در هنگام نیاز را نمی‌گیرد. مدیر، معلم، روحانی و صاحب رسانه، هرکدام به اندازه اختیار و نفوذ خود مسئول‌اند.

بااین‌حال، به‌موقع موضع‌گرفتن با اظهارنظر فوری درباره هر خبر تفاوت دارد. قرآن می‌فرماید:

«فَتَبَيَّنُوا»

«بررسی و روشن‌سازی کنید» (حجرات: ۶)

گاهی مسئولیت فوری، متوقف‌کردن بازنشر خبر تأییدنشده و آغاز تحقیق است؛ گاهی نیز پس از روشن‌شدن حقیقت، سکوت طولانی به ادامه ظلم کمک می‌کند. سرعت باید با صحّت و عدالت همراه باشد.

انتظار ظهور؛ تمرین وفاداری در فرصت امروز

از همین منظر می‌توان به یکی از ابعاد تربیتی انتظار امام مهدی عجل‌الله ‌تعالی‌فرجه توجه کرد. محبّت به امام، هنگامی در زندگی ریشه می‌گیرد که با آمادگی برای وفای به عهد همراه شود؛ آمادگی‌ای که در امانت‌داری، عدالت، همکاری و انجام مسئولیت‌های روشن امروز تمرین می‌شود.

عدم آمادگی، تعلّل و عدم زمان‌شناسی جوامع گذشته در یاری امامان معصوم (علیهم السلام)، سبب غیبت ولی‌خدا شد. ظهور زمانی رخ خواهد داد که یاوران، ضرورت حضور و وظیفه خود را در زمان مناسب درک کرده و آماده بکار باشند.

مسئولیت منتظران در آمادگی و یاری حق است و کسی که وظیفه روشن و ممکن امروز را همواره به فردا می‌سپارد، لازم است درباره آمادگی خود برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر نیز تأمل کند. انتظار سازنده، انسان را در همین فرصت موجود، مسئول‌تر می‌سازد.

چگونه زمان‌شناس شویم؟

زمان‌شناسی، از ویژگی‌های مهم انسان‌های موفق و مسئولیت‌پذیر است؛ امّا تنها با داشتن اطلاعات فراوان به دست نمی‌آید. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:

«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ»

«کسی که زمان خود را بشناسد، امور مشتبه بر او هجوم نمی‌آورند»

(الکافی، ج۱، ص۲۷، کتاب العقل والجهل).

برای پرورش این ویژگی، چند تمرین به‌هم‌پیوسته راهگشاست:

نخست، تکلیف را روشن کنیم. پیش از پرسش از بهترین زمان، باید بدانیم چه حقی بر عهده ماست و چه اقدامی در توان و اختیار ما قرار دارد. احساسات شدید، به‌تنهایی تکلیف نمی‌سازند.

دوم، شرایط را از منابع قابل اعتماد بشناسیم. نیاز واقعی خانواده، وضعیت جامعه، توانایی خود و پیامدهای اقدام باید بررسی شود. شناخت «زمان»، شناخت آدم‌ها، روابط و دگرگونی موقعیت‌هاست.

سوم، برای بررسی و مشورت حدّ متناسب تعیین کنیم. موضوع پیچیده به تحقیق بیشتری نیاز دارد، امّا تحقیق بی‌پایان نیز ممکن است پوششی برای ترس باشد. باید پرسید: چه اطلاعاتی واقعاً برای تصمیم لازم است و تا چه زمانی می‌توان بی‌ضرر منتظر ماند؟

چهارم، هزینه تأخیر را نیز محاسبه کنیم. ما معمولاً خطر اقدام را می‌بینیم، امّا خطر بی‌عملی را کمتر می‌سنجیم. اگر امروز گفت‌وگو نکنم، کمک نرسانم یا خطا را اصلاح نکنم، فردا چه امکانی کمتر خواهد شد؟

پنجم، انگیزه تعلل را صادقانه بازبینی کنیم. آیا واقعاً مسئله روشن نیست، یا نگران موقعیت، آسایش، آبرو و واکنش دیگران هستیم؟ گاه آنچه «احتیاط» نامیده می‌شود، ترسی است که هنوز حاضر نشده‌ایم نامش را بپذیریم.

ششم، تصمیم را به نخستین گام مشخص تبدیل کنیم. به جای «باید رابطه‌ام را اصلاح کنم»، زمان گفت‌وگو را تعیین کنیم؛ به جای «باید به نیازمند کمک شود»، سهم و اقدام خود را روشن سازیم. تصمیمی که هیچ گام عملی ندارد، به‌آسانی در حدّ آرزو باقی می‌ماند.

هفتم، هر روز فرصت‌های خود را مرور کنیم: امروز کدام کار را به‌موقع انجام دادم؟ کدام را بی‌دلیل عقب انداختم؟ چه چیزی هنوز قابل اصلاح است؟ این محاسبه، باید به جبران بینجامد؛ سرزنش بی‌ثمر، خود می‌تواند فرصت تازه را از بین ببرد.

پایان سخن

از توّابین می‌توان آموخت که آمادگی برای پرداخت هزینه‌های بزرگ، همیشه فرصت ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند؛ از قوم یونس، اینکه بازگشت به‌موقع می‌تواند سرنوشت جمعی را تغییر دهد؛ از فرعون، اینکه فرصت انتخاب را نباید تا مواجهه با مرگ تلف کرد؛ و از حُرّ، اینکه تا امکان یاری و اصلاح باقی است، باید تصمیم گرفت.

در خانه، جامعه و مسیر بندگی، لحظه‌هایی فرا می‌رسد که وظیفه ما روشن و امکان عمل فراهم است. در چنین لحظه‌هایی، یک گام سنجیده می‌تواند از حسرتی طولانی جلوگیری کند. پیش از آنکه برای کارِ انجام‌نشده خود عذر بیاوریم، باید فرصت انجام آن را دریابیم؛ شاید فردا توان فداکاری بیشتر باشد، امّا میدان خدمت امروز دیگر باقی نمانده باشد.

[1] . تاریخ طبری، حوادث سال ۶۵ هجری، گزارش حرکت توابین و نبرد عین‌الورده.

[2] . گزارش پایگاه رسمی دفتر آیت‌الله خامنه‌ای از دیدار مردم قم، ۱۹ دی ۱۳۹۵؛ تأکید بر انجام به‌هنگام وظیفه با اشاره به توّابین.

[3] . نهج‌البلاغه، نامه ۵۳، عهد نامه مالک اشتر. در نسخه‌ها برای واژه «التساقط» ضبط‌های دیگری مانند «التسقّط» و «التثبّط» نیز نقل شده است.

سید هاشم موسوی